ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

254

تاريخ گيلان ( فارسى )

على خان رفته ، احوال استبداد و استقلال مير حاتم - سپه‌سالار شفت - را كما كان ، خاطرنشان على خان مىكند . و على خان به جمعى از اكابر لئام شفت كه در خدمت مير حاتم مذكور مبادرت مىنمودند ، كتابات نوشته و هريك از آن جماعت را به منصب و مهم ، مستوثق و اميدوار ساخته و به قتل مير حاتم سپه‌سالار ترغيب نموده ، سفارشات مىكند كه هنگام فرصت جمعيت نموده ، او را از ميان بردارند . و سپه‌سالار بهادر مزبور تمهيد قتل مير حاتم نموده ، از رشت معاودت نموده ، به شفت مىآيد . و به روش اختفا كتابات و نوشتجات على خان را به جماعت مكتوب فيه « 1 » مىرساند . چون مير حاتم سپه‌سالار مرد هشيار بود و دولت خداداده در سر داشت . بيت : كار خود گر به خدا باز گذارى حافظ * اى بسا عيش كه با بخت خداداده كنى حاجى احمد كه از لئام معتبر شفت و از متهوران روزگار بود ، كتاب على خان را كه به او نوشته بود ، در موضع شابقال ، به مير حاتم سپه سالار نموده ، خاطرنشان او مىكند كه على خان با اكثر اعيان شفت ، در باب قتل شما ، كتابات نوشته و از جمله [ به ] ركابزن على - ابن عم شما - نوشته . تصديق قول او را ، آن مردم نوشتجات على خان را ظاهر نمودند و پسر عم مير حاتم ، از عالم غفلت و نادانى ، در مقام اخفا و ابرام درآمده ، به لجاج مىرساند . مير حاتم را نائرهء غضب اشتعال يافته ، از جاى خود حركت نموده ، به يك شمشير قطع حيات و دفع تعلقات او مىكند . و از آمدن على خان و تدبيرات سپه‌سالار بهادر و تمهيدات قتل خود مستشعر گشته ، به اتفاق حاجى مير احمد مذكور و اكابر و لئام و جمهور لشكر و عسكر شفت ، از موضع شابقال ، به عزم استيصال سپه‌سالار بهادر ، سوار شده ، ايلغار مىكند . و چون

--> ( 1 ) - تركيبى صحيح به نظر نمىرسد .